خرید بک لینک

به چه میخندی تـــــــــو؟
به مفهوم غم انگیز جدایــــــــــی؟
به چه چیـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــز؟
به شکست دل من یا پیروزی خویــــــــــــــــش؟
به چه میخنـــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــدی؟
به نگاهم که چه مستانه تو را باور کــــــــــــــــــــــــ ـــــــــرد ؟
یا به افسونگری حرفهایت که مرا سوخت و خاکستر کــــــــــــــــــــــرد ؟
به دل ساده ی من میخندی که دگرتا ابد نیز به فکر خود نیســــــــــــــــــــت ؟
خنده دار است بخنــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــد ...

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: شنبه 9 دی 1391 ساعت: 23:16

ui

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: جمعه 8 دی 1391 ساعت: 16:14

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: جمعه 8 دی 1391 ساعت: 10:42

احساسات زیبا و واقعی دامادها زمانی که خانم خود را در لباس عروس میبینند،که بعضی حتی اشک شوق میریزند،عکسهای زیبایی است من که لذت بردم،با آرزوی خوشبختی برای تمامی عروس ها و دامادهای دنیا

EXparsbloger.comEX<-m->http://roohn2.blogfa.com/post/243<-mm->دامادها وقتی عشقشان را در لباس عروس می بینند<-mmm->

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 10:40

دو میلیون دلار برای دعوت نیم ساعته يك خانواده پولدار عربستاني از یک فوتبالیست آرژانتيني بنام ليونل مسي ...! +عکس

و آن طرف مردي از ايران بنام علي كريمي که واقعاً علي وار عمل ميكند

دو میلیون دلار برای دعوت نیم ساعته یک فوتبالیست! +عکس

EXparsbloger.comEX<-m->http://roohn2.blogfa.com/post/244<-mm->فرق بین دو تا فوتبالیست مشهور یکی علی کریمی يكي ليونل مسي<-mmm->

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 10:40

جنجالی ترین طلاق های بازیگران سینمای ایران
EXparsbloger.comEX<-m->http://roohn2.blogfa.com/post/245<-mm->جنجالی ترین طلاق های بازیگران سینمای ایران<-mmm->

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 10:40


 عکس   بیچاره دخترا (طنز)

بیچاره دخترا اگه خوشگل باشن می گن عجب جیگریه!

اگه زشت باشن می گن کی اینو می گیره!

اگه تپل باشن می گن چه گوشتیه! اگه لاغر باشن می گن چه مردنیه!

اگه مودبانه حرف بزنن می گن چه لفظ قلم حرف می زنه! اگه رک و راست باشن می گن چه بی حیاست!

اگه یه خورده فکر کنن می گن چقدر ناز می کنه! اگه سری جواب بدن می گن منتظر بود!

اگه تند راه برن می گن داره می ره سر قرار!

اگه اروم راه برن می گن اومده بیرون دور بزنه ول بگرده!

اگه با تلفن کارتی حرف بزنن می گن با دوست پسرشه! اگه خواستگارو رد کنه می گن یکی رو زیر سر داره!

اگه حرف شوهرو پیش بکشه می گن سر و گوشش می جنبه !

اگه به خودش برسه می گن دلش شوهر می خواد می خواد جلب توجه کنه !

اگه…………چکار کنه بمیره خوبه؟

EXparsbloger.comEX<-m->http://roohn2.blogfa.com/post/246<-mm->بیچاره دخترا (طنز)<-mmm->

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 10:40

 عکس   پسرا بخونن؛حرکات دخترا در مواقع مختلف

وقتی که مهربونن ———- مثل یه خرگوش ملوس دوست داشتنین

*-._طنز دخترانه_.-*

وقتی که اعصبانی میشن ———- مثل دیونه ها میشن دیگه نمیشه رفت سمتشون

*-._طنز دخترانه_.-*

وقتی غر میزنن ——— مثل مگس میرن رو اعصابت

*-._طنز دخترانه_.-*

وقتی که ناز میکنن ———- مثل یه بچه نق نقو اعصابتو خورد میکنن

*-._طنز دخترانه_.-*

وقتی که دروغ میگن ——— قیافشون شبیه سوسک میشه(نکته کنکوری)

*-._طنز دخترانه_.-*

وقتی ناراحت میشن ———- مثل یه گنجشک تیر خورده دلسوز میشن

*-._طنز دخترانه_.-*

وقتی خوشحال میشن ——– مثل کانگورو اینور اونور میپرن

*-._طنز دخترانه_.-*

وقتی جیغ میزنن ——— مثل یه سوزن که بهت میزنن از جا میپری

*-._طنز دخترانه_.-*

وقتی که بترسن ——— مثل موش سریع یه جا قایم میشن

*-._طنز دخترانه_.-*

وقتی خجالت بکشن ——- مثل لبو قرمز میشن

*-._طنز دخترانه_.-*

وقتی که حرف میزنن ——– مثل رادیو خراب باید بزنی تو سرش تا قطع شه

*-._طنز دخترانه_.-*

وقتی که گریه میکنن ——- مثل بچه های شیش ماهه حتما باید نازش کنی تا آروم شه

*-._طنز دخترانه_.-*

EXparsbloger.comEX<-m->http://roohn2.blogfa.com/post/247<-mm->سرا بخونن؛حرکات دخترا در مواقع مختلف<-mmm->

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 10:40

بیوگرافی کامل آدریانا لیما مانکن مشهور برزیلی (+عکس)
آدریانا فرانسیسکا لیما مدل برزیلی به عنوان یکی از زیباترین مانکن های ویکتوریا سکرت و یکی از معروفترین مدل های لوازم آرایش شناخته می شود

EXparsbloger.comEX<-m->http://roohn2.blogfa.com/post/248<-mm->بیوگرافی کامل آدریانا لیما مانکن مشهور برزیلی (+عکس)<-mmm->

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 10:40




EXparsbloger.comEX<-m->http://roohn2.blogfa.com/post/250<-mm->اپل و سامسونگ بار دیگر در دادگاه<-mmm->

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 10:40

خانم های ایرانی اون دنیا هم از چونه زدن دست بر نمی دارن. می گی نه، نگاه کن
.
.
.
خانم من فقط مامورم. به من گفتند بشمار، حالا هم شمردم. شما کلا ۱۱۰۳۰۵ رکعت دارید.
ولی من همه را خوندم. نمی شه یه کاریش بکنی.
دست ما نیست به خدا. ولی چشم؛ روندش می کنم. ۱۱۰۵۰۰ خوبه؟
عجب گرفتاری شدیم. من می گم همه را خوندم. گرد نمی خواد بکنی. همان هایی که خواندم را بهم بده.
عرض کردم. مبلتان چرمی بوده. یارو یافت آبادیه مبل ساز، چرمش را از چین وارد کرده..
اینها ذبح شرعی نمی کنند. چرم حکم مردار را داشته و نجس بوده. شما می نشستی روش؛ حواستان نبوده دستتان عرق..
من این هایی که می گی اصلا حالیم نیست. من همه اش را خوندم. یک جایی اشتباه کردی. از جام تکان نمی خورم تا درستش کنی .
ببینید خانم فیلمش هست. ما از لحظه لحظه اعمالتان فیلم گرفتیم. ببینید.
ای خدا مرگم بده. این چیه؟
بگذارید رد کنم اینجاش را. خب. همین جا. ببین خانم اینجا که زوم کردم رو مبل نشستید و ..
این منم؟
بله خانم. این هم همان مبلیه که..
چقدر چاق افتادم اینجا.
چه عرض کنم؟ می تونم کمی کنتراستش را بیشتر کنم ولی نرم افزارم قفل شکسته است، اسکیل را عوض نمی کنه.
آقا میشه این عکس را برام بریزی؟ خدا از حسابرسی کمت نکنه.
فلش دارید همراتان؟
چه حرفی می زنی. من تازه یک ساعت پیش از قبر درآمدم. فلشم کجا بود؟ نمی شه بریزی رو سی دی.
سی دی خام ندارم. بریزم ته این سی دی؟ طوریش نیست؟ اعمال یک بابایی است که در جنینی تلف شد. باقی سی دی خالیه.
جا میشه؟
آره بابا. هر سی دی جهان آخرت ۷۰۰۰ گیگ جا دارد
پس قربون دستت یک موزیکی چیزی هم بریز ته اش.
EXparsbloger.comEX<-m->http://roohn2.blogfa.com/post/251<-mm->یک خانم ایرانی در روز قیامت<-mmm->

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 10:40

متفاوت ترین نقش مهناز افشار روی پرده سینما +تصاویر

EXparsbloger.comEX<-m->http://roohn2.blogfa.com/post/252<-mm->متفاوت ترین نقش مهناز افشار روی پرده سینما +تصاویر<-mmm->

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 10:40

EXparsbloger.comEX<-m->http://justindrewbieber1.blogfa.com/post/17/fuck-u-<-mm->fuck u!!!<-mmm->

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 10:40


به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می
علاج کی کنمت آخرالدوا الکی
ذخیره ای بنه از رنگ و بوی فصل بهار
که می رسند ز پی رهزنان بهمن و دی
چو گل نقاب برافکند و مرغ زد هوهو
منه ز دست پیاله چه می کنی هی هی

شکوه سلطنت و حسن کی ثباتی داد
ز تخت جم سخنی مانده است و افسر کی
خزینه داری میراث خوارگان کفر است
به قول مطرب و ساقی به فتوی دف و نی
زمانه هیچ نبخشد که بازنستاند
مجو ز سفله مروت که شیه لا شی
نوشته اند بر ایوان جنه الماوی
که هر که عشوه دنیی خرید وای به وی
سخا نماند سخن طی کنم شراب کجاست
بده به شادی روح و روان حاتم طی
بخیل بوی خدا نشنود بیا حافظ
پیاله گیر و کرم ورز و الضمان علی

غزل شماره 430

EXparsbloger.comEX<-m->http://amanat.blogfa.com/post-527.aspx<-mm->شب یلدا و تفالی با حافظ- مبـــــــــــــــــــارکتان بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد<-mmm->

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 10:40

عصری از منطقه ی زیبای تنگ الحد بر می گشتم یه کم همخسته بودم البته خستگی کوهگردی خوش آیند است ولی خاطره ای تلخ از تنگ الحد اغلبمنو می آزارد ! سال گذشته بود که مواجه شدیم با تعدادی نخل که ایستاده سر از تنشانجدا کرده بودند ( دیو سیرتان و کاری کثیف....)

89676787826781490856.jpg 62820413861866476560.jpg 26988778605277876658.jpg

در همین فکر بودم که با تعدادی دوستان به هم رسیدیم دیدنجوانهای خوش فکر و نو اندیش از زلال آب در گرمای تابستان هم بیشتر دلنشینی می کندولی این دیدار خستگی و اون خاطره تلخ از وجودم بیرون کرد و خلسه ای دلنشین جای آون گرفت.دوستان کیسه ای پلاستیکی در دستشون بود حاوی قوطی های نوشیدنی و ....! احساس اولیه اینبود که هنوز میل نکرده اند ولی نه ! دوستان قوطی های خالی و... در دامن کوه رهانکرده و با خود می آوردند تا در سبدهای زباله جای دهند!!( نیک سیرتان و کاری ظریف)

خیلی زیبا بود و امیدوار کننده .... واقعن جای سپاس وتشکر دارد.

EXparsbloger.comEX<-m->http://amanat.blogfa.com/post-531.aspx<-mm->نیک سیرتان می مانند و زیبا آفرینی می کنند:<-mmm->

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 10:40

ماهتمام است و من ناتمام. او قرص نان پخته و سپیدی است میان سیاهی شب و من؛ با خوابخام مانده میان سیاهی بستر. مانند سفره ای که در کنار آن کسی چشم دوخته است به لقمههایت. دیدی؟ حتی یک تکه نان هم از گلویت پایین نمی رود. حالا حساب من و ماه همیناست. یک لقمه خواب هم که میخواهم به کام گیرم آنچنان خیره نگاه می کند که در گلویممی ماند. دلم می خواهد سرم را از پنجره بیرون کنم و فریاد بزنم:

- هان؟ چیه؟ چی میخوای؟

پردهرا محکم می کشم انگار سد بشود به نگاه چشم چرانی که امان از خانه گرفته. اما نه... باز هم افاقه نمی کند. ماه شب چهارده، دیوانه پرورست و اگر آن ماه محرم باشد...پتو را از سرم کنار می کشم و دوباره نگاهش میکنم. همچنان نجیب و بی صدا، چشم دوختهاست به من. نه! این نگاه، تهی نیست. حرفی دارد. مبهم و دور اما زمزمه ای می شنومکه برایم نامفهوم است.

آه خدا... چقدر دلم میخواست این شبها راحت بخوابم. دو هفته ای هست که تمام کابوس هایفراموش شده، در سرم احیا شده است. باز دوباره صدای جیغ پسرک شش ماه، خوابم راپریشان می کند و از جا می پرم. یک امشب که دلم را وعده داده بودم که «خوب خواهمخوابید»، این میهمان ناخوانده بر آسمان ِ من همهمه می کند.

آه،ماه... تو نمی دانی من چقدر به یک خواب بی کابوس محتاجم. تو نمیدانی احوال مرا، کهچند شبی است خسته می خوابم، خسته تر بیدار می شوم. نگران می خوابم، بی تاب و بیخواب، برمیخیزم. حالا میان اینهمه خانه و اینهمه پنجره در این شهر، آمده ای سراغوامانده ترینشان؟

درمیان گفتگو، خوابم برده است انگار. یا چیزی میان خواب و بیداری؛ چون میدانم کهخوابم و دلم میخواهد دو دستی خوابم را بچسبم که مبادا بیدار شوم اما هنوز حرفهایبیداری ام ادامه دارد. داشتم میگفتم که چقدر خوب است آسمان بجای آنکه ماه راپاسبان کند بر خواب من ِ بیچاره، صدایی را درمان کند که مرهم آشفتگی این ایامباشد.

- بنویس ...

نه!اینبار عهد کرده ام که ننویسم. نمی خواهم گرفتاری ام را لقمه لقمه در دهان همهمردمان این شهر تقسیم کنم. راهی که یکبار پیموده ام را دوباره نخواهم رفت. تکرارمکررات و تحصیل حاصل، شرط عقل نیست.

- جمعه ها بنویس ...

جمعهها؟ اصلا شما کیستی؟ این صدا از کجاست؟ آنقدر در وهم خود غرق بودم که جمله قبل راجواب دادم اما حالا روز هم تعیین می کند که فلان روز بنویس؟ دیگر نمی توانم چشمانمرا بسته نگاهدارم. خواب از سرم پریده است. در بسترم می نشینم. ماه همانی است کهبود... بی صدا... هنوز چشم دوخته است به من. در خواب گیج میخورم. جمعه؟ جمعهبنویس! امروز چه روزی است. امروز جمعه است! نیمه ماه محرم. در سرم این کلمه چرخ میخورد... «جمعه»!

سبحانالله ولحمدلله و... صدای اذان موذن زاده... اذان صبح.

خوابتمام!

ماهتمام!

منتمام!

EXparsbloger.comEX<-m->http://jomenevisi.blogfa.com/post/1<-mm->جمعه اول - ماه تمام<-mmm->

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 10:46

جنابعالیکه هوایتان همیشه خوب است. اما جایتان نه چندان خالی، ما این هفته آلوده بودیم. نهاینکه خودمان، بلکه هوایمان آلوده بود. ذرات معلق داشت و به وضعیت های مختلف میرفتیم و می آمدیم. از «هشدار» به «اضطرار» و از «اضطرار» به «هشدار». دیگر کاربجایی رسیده بود که چشم هم اسیر شده بود. یکباره صبح از در خانه آمدیم بیرون دیدیمهرچه تا دیروز میدیدم را دیگر نمی بینیم!

اینکهعرض کردم نه خودمان بلکه هوایمان، به این جهت نبود که تاکید کنم ما آلوده نیستیم.نه... به این جهت است که ما در قسمت اندرونی وجودمان ارتباطی با هواشناسی نداریمظاهرا. یعنی صدایی نمی رسد که بگوید «هشدار»... بگوید «اضطرار»... بگوید بدبخت!لااقل تعطیل کن برو یکجا برای خودت خلوت کن ببین در میان این هیاهوی ذرات معلقباطنی قرار است چه غلطی بکنی. به همین جهت چندان کار با «هوای خودمان» نداریم.یعنی هوای همه را داریم الا هوای خودمان...

میدانید؟ وقتی چشم باز کنیم و ببینیم امروز چیزهایی را نمی بینیم که تا دیروزمیدیدم، شک ما را به این فرض خواهد رساند که چه بسا امروز هوا آلوده است! اما اگرجماعتی چشم باز نکنند چه؟ آها... آنوقت می شود همین که بنده می گویم. یعنی تب سنجیندارد که بگوید کار خراب است.

آخرالامرهم ما را باد مدیریت کرد. یعنی باد آمد و ذرات معلق را برد. باران آمد و شست. گوییدوباره وقت اضافه دادند به ما. حالا عبرت بشود یا نشود نمی دانم. البته من لطف بادرا انکار نمیکنم. الحمدلله.

اما... اما آخر تا کی ما بادبان نساخته، چشم انتظار لطف بادخواهیم نشست و مقصد خواهیم گفت، بمان که خواهم آمد؟

EXparsbloger.comEX<-m->http://jomenevisi.blogfa.com/post/2<-mm->جمعه دوم - باد<-mmm->

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 10:46

در خانه اگر کس است ... یک حرف چرا؟ که من را با شماحرفهاست. غربت زده را کجا یک حرف بس است!؟

یک هفته به دوش میکشم که یک جمعه با شماتقسیم کنم. قدر کشتی را ، طوفان زده می داند. قدر کریم را ابن سبیل. غریق نجات،غایت آمال غریق است. در شهری که نصیب افتاده، تیپا است؛ افتاده نواز، اگر غایب همباشد، سالار است.

به پندارمان ناپیدا تویی. مرثیه در فراق خورشید نوشتن شدهاست، فستیوال. دعای برای چشم روشنی مان شده است سمفونی. مناجاتمان را حرکات موزونگرفته، عزایمان را ادا. خلاصه از صورت همه چیز جمع است اما هیهات از ماهیت. اگرسلسله کتابهای آسمانی به ختم نرسیده بود، یحتمل در کتاب بعدی داستان قومی بود کهبه غضب در دل نهنگ گرفتار بودند و بجای توبه، شکم نهنگ را آذین می بستند.

دریغ از «فنادی فی الظمات ...» که ما جای آنکه از خدا طلبکنیم، نهنگ روزگار ما را قی کند؛ تا از این حفره تاریک ظلمت به در آییم؛ ختممناجات گرفته ایم که الهی ناجی ما را در دل نهنگ فرود آر! نشسته ایم که بی آیی.خبرمان نیست که چشم انتظاری که بیاییم! امان از «ظلمات الوهم»! چه چاره جز استغاثهکه «نجیناه من الغم»؟

بزرگوار... درد دارم. درد ... در روزگاری اسیریم که اطباهمه درمانده اند از درمان. مرهم را حواله میدهند و دارو را نشانی. همه نسخه نویسند، دریغ از یک دست که نوازشش شفا باشد به مطب هرکه می روی می گوید یک دارو مینویسم،برو و بگیر. برو و بخور. برو و بنشین. برو و پرهیز کن... خسته ام از تمام نسخه هایبا مطلع «برو».

سخت دلتنگ تو ام یا طبیب ... که بگویی «بیا» که منم مرهم. بیا که منم تسکین...بگویی درد داری چون دیرآمدی... مانند پدری که فرزند کابوس دیده اش را تسلی میدهد، به نوازش بگویی... تمام شد... تمام شد...

رب حکیم، در هر کجا درد هست، مرهم را نیز مجاور قرار داده.دردی که در من است، شفایش هم باید در من باشد. من را در من راهنمایی کن. در هرج ومرج میان خویش، کیشم! تا مات نشده ام، دریاب...

یا اَب، یا آب...

EXparsbloger.comEX<-m->http://jomenevisi.blogfa.com/post/3<-mm->جمعه سوم - طبیب<-mmm->

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 10:46

سلام بزرگوار...

میدانی به چه فکر میکردم؟ اینکه یک وقتهای... یک متنهایی... یک سطرهایی ... یک حرفهایی هست که بارها به چشم و گوش َ ت رسیده اما یکباره ازآن معنایی بر دلت می افتد که بارهای قبل اثر از آن نبود. این معنای جدید را بایدبه چه کسی نسبت داد؟ آیا غیر از این است که اراده ای فهیم درکار است که با ما بهزبان پیرامونمان سخن می گوید؟ و برای هرکس به شکل فهم او پیغام می فرستد؟

برای ریاضی دان عدد می شود، برای پزشک به زیر میکرسوکوپ میرود برای فیزیک دان در فرمول های انرژی نقش می بندد و خلاصه برای هرکس به طریقی اشاراتیمی فرستد. به همین سبب بی ربط نیست اگر بگوییم دنیا دارالاشاره است.

یکی از این جملات تکراری با معنای نامکرر و بکر، تمام اینهفته مرا با خود مشغول کرده و حالا برای شما مینویسم. البته این نوشتن به مثابهزیره به کرمان بردن است تا اگر مبتلا به درک ناصوابم، به اشارتی دیگر حل مشکلکنید.

این خارجی ها یک عبارتی دارند در قراردادهایشان که بسیارجالب است. یعنی اینبار که خواندم برایم معنای جدیدی داشت که پیش از این توجهم رابه خود جلب نکرده بود. در بندهای قرارداد یک عنوان دارند به این اسم : Act of god که البته در زبانهای مختلف ترجمه های مختلفی دارد و شایدبدترینش همین ترجمه مصطلح فارسی است که به عنوان «حوادث قهریه» شناخته می شود و دراصطلاح مجموعه اتفاقاتی است که تعهدات مابین طرفین را در وضعیت تعلیق قرار می دهد.

آنچه اینبار در ذهنم مزه کرده همین ترجمه لفظ به لفظعبارتست است. یعنی «کار خدا». یعنی طرفین تعهد مجموعه ای از توافقات را بر رویکاغذ خواهند آورد و هیچ چیز نمی تواند آنها را از انجام این تعهدات معاف کند، جز«کار خدا». این اراده خداست که مافوق تمام پیش بینی ها و تصمیم ها، بر مدار حکمتخویش می چرخد و گاه تمام آنچه رشته ایم را پنبه می کند.

چقدر از دردهای اهل عالم در نادیده گرفتن همین اصل است. Act of god. چه پاروها شکست و چه قایق ها غرق شدفقط از آن سبب که زاویه وزش اراده خدا را نیافتند و پارو بر خلاف موج ِ خواست ِ اوبر آب کوفتند! گاه تنها راه برای رسیدن به ساحل، «سپردن» است. ناخدای ِ باخدا، گاهباید پارو را رها کند، کف قایق دراز بکشد و دستانش را زیر سر بگذارد و خود را کفیبداند ناچیز بر عرصه به پایان اراده خدا... نه؟

EXparsbloger.comEX<-m->http://jomenevisi.blogfa.com/post/4<-mm->هفته چهارم : کار خدا<-mmm->

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 10:46

زنگ آخر که می خورد، کیف هایمان را روی دوش می انداختیم وبا اشتیاق از درب بزرگ آهنی مدرسه بیرون می تاختیم. تا پیش از درب آهنی، همه چیزیک سطح بود. بچه های هم قد و قواره، هم سن و سال و بعضا با روپوش های یکرنگ و شبیهیکدیگر. اما از درب که می گذشتیم...

حالا دیگر بخت و اقبال همه یکی نبود. خوشبخت ترین هایمان،آنهایی بودند که والدین شان بیرون درب منتظرشان بودند. چشمانشان میان سیل بچه هایمدرسه ای دو دو میزد. چشمشان که به مسافر کوچکشان می افتاد به اشاره ای خبرشمیکردند. متقابلا خیلی از بچه ها هم چشم انتظار بزرگترشان بیرون می آمدند و تا نمیدیدنشان، دلشان آرام نمی گرفت.

آقا... من این روزها ؛ درب آهنی روزگار که باز می شود ومیبینم هرکس برای خودش ولی نیم بندی یافته و دست در دستش راهی می شود عجیب دلممیگیرد. سرم را میگیرم به سمت آسمان و می گویم، کاش بودی!

نفرمایید خورشید پشت ابر و فیض علی الدوام انسان کامل و...بله بله؛ اینها همه جای خود. اما عوامی ما را سیراب نمی کند بزرگوار.

آنچه من امروز کم دارم از جنس «شبان» است و نه از طبقه«موسی». تو کجایی تا شوم من چاکرت؟ | چارقت دوزم کنم شانه سرت؟ | دستکت بوسم بمالمپایکت؟ | وقت خواب آید بروبم جایکت؟ | ای فدای تو همه بزهای من | ای بیادت هیهی و هیهایمن ...

تقصیر من نیست که نوشته ام دلگیر است. تقصیر فرصت است که بهغروب جمعه مجال داد. انگار تفاوتی نمی کند اهل کدام دین و مذهب و مسلک باشی. هرچهباشی، غروب جمعه برایت دلگیر است. یک دلگیری از جنس این جمله: «باز هم نشد...»

EXparsbloger.comEX<-m->http://jomenevisi.blogfa.com/post/5<-mm->هفته پنجم: ای فدای تو همه بزهای من!<-mmm->

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 10:46

بارها در مورد آمار اچ آی وی شنیده اید.بسیاری آنرا غیر واقعی میدانند. حقیقت چیست؟

آما اعلامی واقعی است اما همه آمار نیست!!

ما در اچ آی وی آمار شناسائی شده و آمار تخمینی داریم. به علت بسیاری دلایل ما هیچگاه آمار واقعی نداریم وهیچ کشوری نیز آنرا ندارد.

آخرین آمار کشوری تا ۱/۷/۹۱:

http://www.mums.ac.ir/shares/aids/bahrainis4/xls/amr_ostani_90far2(1).xlsx

EXparsbloger.comEX<-m->http://mumsshc.blogfa.com/post/227<-mm->آخرین آمار اچ آی وی در ایران<-mmm->

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 10:45

- ما مسئولين براي كنترل ايدز چه مي توانيم بكنيم ؟

يكي از اقدامات بسيار موثردر جلوگيري از گسترش ايدز ، حمايت یابی خصوصاً از افراد كليدي جامعه ( مسئولين ، روحانيون و.... ) مي باشد . بيماري ايدز به خاطر معضلات اجتماعي كه بهمراه دارد و به علت انگ وبرچسبي كه افراد مبتلا گرفتار آن مي شوند بسيار حائز اهميت است .

هر منطقه از دنيا كه مسئولين تمايل سياسي قوي ، تعهد را از خود نشان داده اند ، در كاهش شيوع HIV موفق بوده اند . براي مثال در تايلند ، سنگال ، اوگاندا و برزيل اين قاطعيت و تصميم منجربه كنترل نسبي بيماري شده است .

افراد كليدي و مسئولين چه مي توانند بكنند ؟

EXparsbloger.comEX<-m->http://mumsshc.blogfa.com/post/228<-mm->حمایت یابی یا حمایت جوئی ADVOCACY<-mmm->

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 10:45

دکتر کیانوش کمالی کارشناس مرکز مدیریت بیماریهادر پاسخ به این سوال گفت : تفسير تست HIV نياز به درك كامل از رفتارها و وضعيت باليني بيمار دارد. بدليل وجود مرحله پنجره ( Window period ) احتمال دريافت جواب منفي كاذب وجود دارد و اين امر ميتواند منجر به گمراهي فرد گردد. از طرف ديگر موارد مثبت كاذبي كه در تست اليزا اتفاق ميافتد بار روحي رواني شديد براي فرد ايجاد ميكند بنابراين به دليل نياز به پيگيريهاي بعدي بايد تست HIV بصورت داوطلبانه و همراه با مشاوره انجام شده تا ارتباط فرد با سيستم بهداشتي قطع نگردد. در حال حاضر امكانات انجام مشاوره و تست داوطلبانه HIV براي افرادي كه احساس خطر ميكنند در سطح كشور فراهم گشته و در حال گسترش است.

واقعيت اينست كه : ازدواج نكردن به معني برقرار نكردن رابطه جنسي نيست ! محروم كردن يك فرد از روابط سالم جنسي قطعاً منجر به برقراري روابط ناسالم شده، به گسترش آلودگي دامن خواهد زد.

علاوه بر آن ابتلا به HIV به معني عدم امكان ازدواج نيست. افراد مبتلا ميتوانند با استفاده از وسايل پيشگيري بدون اينكه همسر خود را مبتلا سازند به زندگي خانوادگي خود ادامه دهند. در حال حاضر تعداد بيماران مبتلابا همسران سالم، كه تحت نظر مراكز بهداشتي به زندگي خود ادامه ميدهند كم نيست.

EXparsbloger.comEX<-m->http://mumsshc.blogfa.com/post/229<-mm->چرا آزمايش HIV قبل از ازدواج بصورت اجباري انجام نميشود ؟<-mmm->

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 10:45

ماجرای شق القمر یکی معجزات پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله و سلم است که اثبات پیامبری شان این کار را با کمک خداوند انجام دادند............شرح این معجزه در ادامه مطلب


EXparsbloger.comEX<-m->http://mumsshc.blogfa.com/post/230<-mm->شق القمر و اثبات علمی ان<-mmm->

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 10:45

درحوزه علوم بشری، پزشکی، سرآمد همه دانش هاست چرا که فلسفه ی سایرعلوم بهره وری انسان از مواهب زندگی است واین هدف جز در پرتو سلامت جسم و جان میسر نیست . از این رو امام محمدباقر علیه السلام می فرماید :

" بدان که نه هیچ دانشی چون جستن سلامت است ونه هیچ سلامتی چون سلامت دل"(تحف العقول ص 286)

EXparsbloger.comEX<-m->http://mumsshc.blogfa.com/post/231<-mm->جلوه های سلامتی در قران<-mmm->

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 10:45

عکس العملهای طبيعی نسبت به فاجعه

کودکان همانند بزرگسالان در طی مصيبت به کرات در معرض انواع مختلفی از حوادث آسيب زا و آزاردهنده وحشتناکی قرار می گيرند. آنها ممکن است شاهد ويرانی های زيادی مثل خانه ها يا روستاهايشان باشند. آنها ممکن است افراد زخمی و يا مرده را ببينند يا شاهد کشته شدن افراد ديگر باشند و يا حتی گاهی اوقات در يک آن شاهد مرگ تعداد زيادی از افراد باشند. کودکان ممکن است داغديدگيهايی را تجربه کنند و يا شاهد زخمی شدن يا مرگ اعضای خانواده و دوستان خود باشند. ممکن است کودکان نيز مجروح شده و يا صدمه ببينند.

EXparsbloger.comEX<-m->http://mumsshc.blogfa.com/post/232<-mm->عکس العملهای طبيعی نسبت به فاجعه<-mmm->

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 10:45

آزمايش هاي اچ.آي.وي کدامند؟

الف) آزمايش هاي پادتن اچ.آي.وي (غيرمستقيم)

1- آزمايش اليزا (ELISA) : آزمايشي حساس که آزمون استاندارد در کشور ما براي غربالگري خون و فرآورده هاي خوني و نيز افرادي است که ميخواهد از وضعيت اچ.آي.وي خود آگاه شوند. اين آزمايش ممکن است بصورت کاذب نتيجه مثبت گزارش کند.

2- آزمايش وسترن بلات (Weste Blot): آزمايشي که دقت بيشتري از اليزا دارد و براي تأييد نتيجه مثبت آن بکار ميرود. در کشور ما فقط در آزمايشگاه هاي سازمان انتقال خون با معرفي از کلينيک هاي مشاوره بيماريهاي رفتاري انجام ميگيرد.

چرا آزمايش ها در چند مرحله انجام ميشود؟

EXparsbloger.comEX<-m->http://mumsshc.blogfa.com/post/233<-mm->آزمايش هاي اچ.آي.وي کدامند؟<-mmm->

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 10:45

مردي جوان در راهروي بيمارستان ايستاده، نگران و مضطرب. در انتهاي کادر در بزرگي ديده مي شود با تابلوي اتاق عمل.

چند لحظه بعد در اتاق باز و دکتر جراح با لباس سبز رنگ از آن خارج مي شود. مرد نفسش را در سينه حبس مي کند. دکتر به سمت او مي رود. مرد با چهره اي آشفته به او نگاه مي کند...

دکتر: واقعاً متاسفم، ما تمام تلاش خودمون رو کرديم تا همسرتون رو نجات بديم. اما به علت شدت ضربه نخاع قطع شده و همسرتون براي هميشه فلج شده. ما ناچار شديم هر دو پا رو قطع کنيم، چشم چپ رو هم تخليه کرديم... بايد تا آخر عمر ازش پرستاري کني، با لوله مخصوص بهش غذا بدي،

EXparsbloger.comEX<-m->http://mumsshc.blogfa.com/post/235<-mm->بیمارستان<-mmm->

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 10:45

اهداف توسعه هزاره در ارتباط با اچxadآیxadوی/ ایدز واضح و روشن است: متوقف و معکوس کردن روند اپیدمی تا سال 2015.

با سپاس از تلاشهای قاطع دولت ها و جامعه مدنی، چشم انداز این موفقیت روشن است.

گزارش روز جهانی ایدز سال 2012 برنامه مشترک سازمان ملل متحد در زمینه ایدز بیانگر پیشرفت چشمگیری در زمینه پیشگیری و درمان اچxadآیxadوی/ ایدز طی دو سال اخیر میxadباشد.

ادامه ذر:

http://www.mums.ac.ir/aids/fa/aids_day,91

EXparsbloger.comEX<-m->http://mumsshc.blogfa.com/post/234<-mm->پیام بان کی مون بمناسبت روز جهانی ایدز 2012<-mmm->

برچسب: نویسنده: sana تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 10:45

صفحه بندی